خاطرات و یادداشتهای شما از جزیره کیش

این بخش برای خاطرات و یادداشتهای شما از کیش در نظر گرفته شده است. از دوستان عزیز خواهش میکنیم برای پرسش و پاسخ از تالار گفتگو سایت استفاده کنند.


rampanah
من از سوم تا دهم اسفند 88 به همراه خانواده ام در کیش بودم و ازاقامت چند روزه مان بسیار لذت بردیم .
محل اقامت ما در هتل سان رایز بود که انصافا هتل بسیار خوبی و بسیار نزدیک به بازار های پردیس یک و دو است.
اگر قصد خرید ارزان تر در کیش را دارید ، در فاصله زمانی بین 25 بهمن تا 14 اسفند به کیش سفر کنید که اکثر بازار های مهم اجناس خود را با تخفیف های نسبتا خوبی عرضه می کنند و اگر قصد خرید اجناس لوکس و بهاره را دارید ، در فاصله زمانی 15 اسفند به بعد به کیش سفر کنید که در بازار ها اجناس مربوط به فصل گذشته جمع اوری می شود و اجناس جدیدی جایگزین آنها می شود.
سفر خوبی را برایتان ارزو می کنم و امیدوارم شما نیز از سفر به کیش نهایت لذت را ببرید.
88/12/20
پیشنهاد میکنم پارک دلفین ها را حتما بروید. بلیط 40000 تومان ولی میارزه.درضمن اگه بلیط ورودی را از فرودگاه تهیه کنید 11% تخفیف هم خواهید گرفت.
کاریز با ورودی 5000تومان اصلا ارزش دیدن نداره درضمن جزء آثار تاریخی هم به حساب نمیاد چون 8ساله که ساخته شده.
غروب کشتی یونانی خاطره انگیز ترین صحنه در طول سفرم به کیش بود.
جنگ شادی آخرشب هم خیلی خوش گذشت -بهنام علمشاهی دراین جنگ حضور داشت وچندتایی از آهنگهای آلبوم جدید وقدیمش را خواند.
بدترین خاطره هم مربوط بهوضعیت هتلی بود که در آن اقامت داشتیم(آناهتل) که من وهمسرم راخیلی دپرس کرد .
88/12/18
بهنام
بهترین لحظات زندگیم در کیش بود مخصوصا شبهاش
88/12/17
رضا
کیش از نظر من فقط آرامش است و بس ! البته تفریح در کنار آرامش من تا حالا 4 بار به جزیره کیش سفر کردم و هر 4 بار از دیدن و بودن در جزیره لذت برده ام .
خرید از کیش به نظر من اشتباه بسیار بسیار بزرگی است چرا که اکثر جنسهای آنجا بنجل و به درد نخور است و جنسهای مرغوب و البسه مارک دار هم قیمتشان هیچگونه تفاوتی با تهران ندارد بلکه گران تر از تهران هم هست .
البته من نمیگویم که تا کنون از جزیره خرید نکرده ام اما باور کنید هرچه خریده ام بعد از برگشت به تهران پشیمان شده ام و افسوس خورده ام .
به نظر من وقتتان را بیخودی برای خرید هدر ندهید .
در مورد هتلها هم باید بگویم که سلیقه است و به نظر من نمیتوان روی نظر دیگران تصمیم گرفت چرا که امکان دارد من از چیزی خوشم بیاید و دیگری نه !
من خودم تا حالا در هتلهای کیش الیت - سیمرغ - شباویز و لاله اقامت داشته ام و با صراحت میگویم که از هیچکدامشان راضی نبودم .
88/12/17
فرید
با سلام به همه دوستدارن ایران و بخصوص جزیره کیش
من نزدیک بیست سالی هست که ژاپن زندگی میکنم و بعد از این هم سال برای دیدن خانواده ام اومده بودم ایران که سفری هم به جزیره کیش داشتم.
واقعا آب و هوا عالی بود.
طبیعت بکر جزیره بی نظیره و آب شفاف خلیج فارس رویایی بود و مثل اشک چشم
قدر این همه زیبایی رو بدونید.
88/12/16
سروش
جزيره الان نسبت به ماههاي قبل خلوت است هوا خنك ولي همراه با خاك است (گردوخاك)
88/12/15
حمید
وااااااااااااااااااای این جت اسکی دیونست چه حالی میده توی کیش من که سوارش میشم اینقدر گازش میدم این آب دریا میخوره توی صورتم قرمز میشه تازه وسط راهم رفیقم می خواست پیاده بشه چون در حد سکته بود
بعد که اصلا ترافیک اونجا معنا نداره ماشینم که نداری یه ذره پیاده راه میری
ناهار که خوردی میری یک دونه قلیون باهال میکشی
آفتابم غروب میکنه اینقدر نگاهش میکنی تا بره توی دریا
شب هام که میری اسکه تفریحی
کیش خیلی حال میده
88/12/14
mhgool2008
و اما روز آخر و قسمت هیجانی ماجرا
صبح ساعت 6 بیدار شدیم و به تماشای طلوع زیبای خورشید در ساحل زیبای مرجان پرداختیم تا 8 اونجا بودیم صبحانه خوردیم
و از اونجایی که ماشین رنت کردیم 24 ساعت 40 تومان باید زودتر کارمون رو شروع می کردیم
ماشین 1 ایوندای ورنای قدیمی سبز و زشت بود اصلا هم گاز نیمی داد
خلاصه امامن و امان از دست این خانم ها انگار بیماری خرید داریم
هر چی من گفتم جووووون مادرتون بی خیاال بازار شید به خرجشمن نرفت تازه قهر هم کردن(دیگه نمیبرمیشون) انگار از قحطی فرار کردن ولع خرید خورده بود به جونشن دوباره رفتیم بازار من هم از ناراحتیم 1 دوچرخه کرایه کردم و تا تونستم رکاب زدم حالا نمی دونم چرا باز هم ناراحت شدن.....مهم نیست
نهار از آشپزخونه پردیس خردیدم
جوجه کباب 3000 تومان برگ 4000 تومان
انصافا خیلی خوب و خوشمزه و با کیفیت بود رفتیم هتل وسایل جمع کردیم و با ماشین از جاده جهان حرکت کردیم خیلی توپ بود
اینقدر اینه شلوغ کردن که آرامششو ندیدیم
به میدان غروب رسیدیم کلی عکس انداختیم و بعد کشتی یونانی
دقیقا خورشید بالای کشتی بود عجب قشنگ و با صفا بود
احساس می کردم زیباترین لحظات عمرم بود چون عاشق غروبم
خلاصه دلکندم و رفتیم به درختان زیبای لور یا لار نیمدونم

خیلی قشنگ بود واقعا فکر می کنم ادم نمی خواهد برای رسیدن به عظمت خدا و نیایش با خدا حتما جای زیارتی بره
اینجاها آدم مستقیم و بدون واسطه خدا رو میبینه و باهاش حرف می زنه
وقتی آفریده های خدا رو می بینی دیگه چه نیازی داری که ناشکری کنی
همش شکره
زیبا بود خیلی
بعد رفتیم 1 قهوه خونه سنتی که 1 خانم ادارش می کرد چای 1 استکان 1000 تومان و قلیون 4000 تومان
حالا به سخت ترین لحظات رسیدیم پروازه ما ساعت 10:30 بود
ساعت 8 بود گیر داد یکی از همسفرامون که خواهرم زنگ زده باید براش بلیز بخرم
ای بابا
دمه بازار مرجان پیادش کردیم من هم دلشوره رفتن داشتیم(از اونجایی که به لطف دوستان بار هامون زیاد بودددد باید دوبار میرفتیم و بر میگشتیم)
خریدشو کرد و با عجله به فرودگاه رسیدیم سا عت 9
چون من بلده اونا بودم مجبور شدم برگردم اما چون دلشوره داشتم هی گم می کردم
بلاخره ساعت 9:45 رسیدیم به هتل به رنت کاره که مرده جوونی بود گفتیم بیاد و ماشین رو بگیره اما اون امد و با ماشین مدل بالایی گفت دنباله من بیاید من شما رو زودتر می رسونم
رفتیم و رفتیم
از جاده های باریک و خلوت می رفت و هیچ نشانی از آدمی زاد نبود هرچی بهش زنگ می زدیم جواب نیمداد
حساب کنید 2 تا زنه جوون شب
خلوت
خداییش جای ما بودید نمی ترسیدین
ساعت 10:15 به دوستام زنگ زدیم و جریان رو گفتم اونها هم با پلیس فرودگاه همههنگ کردن
ما با ترس برگشتیم
حتی نزدیک بود چپ کنیم(خدا رحم کرد) هرچی میرفتیم به جایی نمی رسیدیم دریغ از 1 آدم
باورتون نیمشد چقدر ترسیدیم
از اون ور معلوم شد پروازمون 11 و نیمه
بعد از کلی نذر و نیاز به 1 تاکسی رسیدیم جریان رو گفتیم و ما رو تا نزدیکی فرودگاه رسوند
از اون ور دوستامون هی دلداری می دادند و از این ور خدا خدا می کردیم برسیم ساعت 11:45 رسیدیم به فرودگاه کلی بازرس و پلیس اومدن
همه تایید کردن که این ماشین رند کار نیست و تقلبیه و......
اما تا خوده رنت کاره اومد نمی دونم چی شد که همه تاییدش کردن.......................................... ..........
و ما ضایع
سوار شدیم و..........................
88/12/12
mhgool2008
ساعت 7 بیدار شدم و دوستامو به زور بیدار کردم اماده شدیم و رفتیم رستوران برای صبحانه از اونجا که شام هم هیچی نخوردم اولین نفر وارد رستوران شدم
صبحانش خوب و مرتب بود پرسنلش خیلی مودب و مهربون بودن صبحانه از 5 مدل غذا همراه پنیر و.........تشکیل شده بود
تا ساعت 8:30 کارامون رو ردیف کردیم و 9 بازار بودم(میدوونید خانم ها بازار نرن میمیرن) اول رفتیم پردیس 2 چیزه خاصی نداشت گرون بون از اونجایی که من تمام قیمتای تهران رو داشتم خرید برام اسون بود
بعد پیاده رفتیم بازار پانیذ
من اصلا قصد خرید نداشتم اما به خاطر دوستام من هم که خرابه رفیق........
اونجا تک و توک چیز خوب پیدا می کردی اون هم فقط زنونه
بعد هم رفتیم مرکز تجاری
نکته اصلی این بود که برخورد فروشنده ها خیلی خیلی خوب و مودبانه بود اما تخفیف در کار نبود فوقش کم
دیگه من کلافه شده بودم ساعت هم 1 شده بود بزور کشیدمشون بیرون تاکسی گرفتیم و به ویلا بگشتیم وسایل روگذاشتیم نماز و به رستوران حافظیه که تو پارک مرجانه رفتیم
آلاچیق های زیبایی داشت که کنار دریا بود اما قیمتاش گرون بود نسبتا کوبیده 8000شوید پلو با ماهی 10000
اما گرفیم و خوردیم کیفیتش بد نبود اما جاش خوب
قلیون هم گرفتیم که باز فقط من می کشیدم (خلافکارشون بودم)
5000 تومان بود
بعد تا ساعت 4 دمه دریا بودیم و کلی تماشا کردیم
برگشتیم و ساعت 5 با ترانسفر به بازار رفتیم همه می گفتن بریم بازار عربها من می گفتم بازار مروارید بلاخره از اونجا که من لیدر گروه بودم حرفم رو قبول کردن
کمی گشتیم و نماز رو در نمازخانه اش خوندیم
بازار بدی نبود اما من نمی دونم دوستام به چه هدفی همه چیز می خریدن
من که هر چی خریدم ارزون بود نسبت به بازار تهران اما اونها فقط می خریدن........
حالا گیر دادن بریم بازار عربها هرچی گفتم به درد نخوره _تو سایت گفتین شما _
خلاصه تاکسی گرفتیم و رفتیم
ساعتها الکی حروم می شد تو این بازارهای گرون
بازار صفین قدیمی و از چیزهایی بی خودی تشکیل شده بود و خیلی هم کوچک بود اما حساب کنید این ها 2 ساعت اونجا بودن..
بلاخره خسته شدن و با اتوبوس با هتل برگشتیم با کلی بار در اینجا من نقش باربر رو ایفا کردم
تا رسیدیم من بدو بدو رفتم دوچرخه گرفتم و رفتم پی خودم اون شب خیلی خیلی خلوت بود اصلا کسی نبود شهره مردگان بود
هرجا میرفتم تنها بودم از اونجایی که از هیچی نمیترسم با خیاله راحت به راهم ادامه می دادم
فاز میداد
شب و خلوت و تنها اوجه آرامش بود
2 ساعت گذشت و با اصرار دوستام برگشتم لبه ساحل و دوچرخه رو پس دادم
تا ساعت 3 اونجا بودیم و کلی تو دریا رفتم
هوا نسبتا سرد بود اما می گفتم بی خیال از این فرصت ها کم پیش میاد اکمی شنا کردم ساعت 3 شب اما خوب بود یعنی عالی بود
برگشتیم و خوابیدیم ...........
88/12/12
mhgool2008
سلام از اونجایی که این سایت خیلی خیلی به من کمک کرد گفتم داستان سفرمو براتون بنویسم


بلاخره انتظار به سر رسید
و امروز ساعت 18:55دقیقه از فرودگاه مهر آباد به سمت کیش عازم هستیم
چرا میگم انتظار چون بار اولین بار تو این27 سالس که از خدا عمر گرفتم با دوستای صمیمم توفامیل مجردی بدون بچه و همسر می خواهم برم سفر اون هم کیش از 1 ماه قبل به آژانس های زیادی زنگ زدو آما ر هتل ها و مراکز خرید و گردشگری و رستوران رو گرفتم که این سایت بزرگترین نقش رو برای من داشت خلاصه از همه مناسب تر به نظرم دیدنیها اومد 2 شب و 3 روز 110 تومان بدون ناهار

از اونجا که دلشوره داشتم ساعت 5 تو ترمینال 4 فرودگاه بودم اما دوستام از همون اول بد قلقی کردن و گذاشتن ساعت 6ربع اومدن
خلاصه با کلی دلخوری و دعوا کردن اونها سوار هواپیما شدیم بی تاخیر
هواپیماش بد نبود پرسنل خوب و مهربونی داشت ما هم که همش مشغول حرف بودیم( خانم ها رو که میشناسین) بالاخره ساعت خدوده 9 رسیدیم من که 1 کوله کوچک داشتم اما به خاطر دوستا کلی منتظر بارها شدم تازه یکی از دوستای ما چاقوی کوچکی داشت که به خاطر اون حتی نزذیک بود از ترانسفر هتل جا بمونیم!!!!!!!
ترانسفر منتظر بود و به جز ما 5 نفر دیگه هم بودن به هتل رسیدیم و مقدمات اولیه رو انجام دادیم رفتیم تو ویلامون اتاق 5 تخته با آشپزخونه نقلی و 1 سرویس اضافه و سرویس بهداشتی بزرگ و تمیز
هتل ساحلی دیدنیها از ویلاهای جدا جدایی تشکیل شده بود که خیلی حالتش زیبا بود از محوطه هتل میشد دریا رو دید باقچه ها و گل های زیبایی در حیاطش بود در کل خیلی برای من جذاب بود
از اونجایی که زود دیرمیشه بچه ها رورا انداختم و رفتیم دمه دریا که کمتر از 3 دقیقه به دریا راه بود اونها دمه ساحل نشستن
پارک مرجان بغل هتل دیدنیهاس من هم زودرفتم و 1 دوچرخه کرایه کردم(دوستام دوچرخه سواری بلد نبودن)
خدا هم بهم لطف کرد و 4 تا دختر باحال هم که با هم دوست بودن رو برام فرستاد خلاصه با اونا رکاب زنان به سمت شهر رفتیم
حس نمی کنم چیزی به زیبایی دوچرخه سواری باشه اول که تو پیست بودیم و از کنار دریا عبور می کردیم زیبایی دریا رو بدجوری حس می کردم واقعا زیبا بود از همه مهمتر خلوت بود و کسی به ما کار نداشت
البته پسر تهرانی ها کم تیکه ننداختن اما در همین حد بود وکاری دیگه نداشتن
خلاصه حدوده 3 ساعت رکاب زدیم و خیلی جا ها رو گشتیم
و برگشتیم پارک مرجان از دوستام خدافظی کردم و رفتم لیه دریا با یکی از دوستام تا ساعت 4 دمه دریا قدم زدیم خیلی زیبا بود
دیگه برگشتیم ویلا ساعت 4 بود و خوابیدیم.............
88/12/12
مرضيه
من يكي از دوستانم رو بعد از 5 ماه ديدم، دقيقا 5 ماه چون 9 مهر ديده بودمش و اينبار 9 اسفند ديدمش.كاملا اتفاقي همديگرو ديديم و با هم بيرون رفتيم. البته چون اون ساكن كيشه با ماشين شخصيش دور كيشو زديم.خيلي خوب بود چون ما هميشه كنار هم از چيزاي خوب گفتيم و هيچوقت همديگرو ناراحت نكرديم و اگه دلخور باشيم با صراحت به هم ميگيم. اين يكي از بهترين سفرهاي من به جزيره بود.
88/12/12
آرمان
مريم جان غواصي 20دقيقه50تومن ولي خيلي باحاله تو يك گروه چند نفري ميريد.در مورد شاتل هم اگر اهل هيجان هستي و اصلا از آب نميترسي 4 نفر بشيد بريد كه توپه.هردو ارزش داره بري.
88/12/11
مژگان/1
labbaykعزيز مرسي از حوصله اي كه به خرج دادي، من با اينكه خيلي به سفر ميرم معمولا برنامه ريزي اين مدلي ندارم و اغلب گردشها و خريدهام رو در لحظه تصميم مي گيرم... اينو اگه نگم دق ميكنم خانمها از اونجايي كه مسئوليت پذير تر هستنهرجا باشن به فكر همه هستن توي سفر هم وظيفه خريد واسه خونه و بچه و علي الخصوص سوغاتي بعهده خانمهاست پس بنظرم خانمها بادرايت تر و دســــــــت و دلــــبـــــــــازترن(: شما هم وقتي متاهل شدي اگه تونستي واسه والده محترمه همسرت (همون مادرزن خودمون) خريد نكن بعد بيا قپي بيا
شاد باشي (تا مجردي از فرصت استفاده كن كه واقعا خيلي زود دير ميشه ها)
88/12/11
مریم
آقای آرمان با تشکر از پاسختون!
غواصی و شاتل چه جوریه؟ آخه من کلا از موجودات دریایی می ترسم! ارزشش رو داره؟
88/12/10
آرمان
اقا labayk گل با سلام خدمت شما بايد بگم واقعا ايول و ممنون به خاطر اين حوصله و حس كمك به دوستات.واقعا توپ بود من از طرف همه از تو عزيز 1000بار تشكر ميكنم.فقط نميدونم چطور اينقدر دقيق يادته.البته مشخصه با هوشي بازم مرسي.و اما مريم عزيز شما واسه ربع ساعت بگير و 40 يا 50 تومن واسه جت بده خيلي هم زمانش خوبه.غواصي و شاتل هم برو.
88/12/10
ارسال نظر
اختیاری نام
اختیاری ایمیل